با تافی همیشه دافی...
تنبـــــــــــــل
دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 توسط تنبل |

 

اولین بار داشتیم با مامان مرغه تو محله قدم می زدیم.داشتیم از مدرسه ی من بر میگشتیم خونه

اومده بود واسه انجمن اولیا مربیان)یه وقت خدایی نکرده فکر بد به سرتون نیاد که شیطنتی چیزی در کار بوده ها). نزدیکای ظهر بود و منم حسابی دلم به قار و قور افتاده بود. من که حواسم نبود. اما مامان مرغه دست کرد تو کیفش و یه چیزی گرفت جلوی من. گفتم: چیه؟ گفت: تافی شیری. همینجوری محض نمردن از گرسنگی تافیه رو قاپ زدم و گذاشتم دهنم.

بعد یوهو حس کردم افتادم تو یه گردباد. یه چیزی دورم هی چرخید و چرخید و بعد وقتی تلو تلو خورون تونستم سر جام وایسم دیدم خودم که هیچ، همه ی محیط اطرافم کارتونی شده! خورشید که چشم و ابرو داشت. گل ها هم داشتن آواز می خوندن. ماشینام جای دود  از توی اگزوزشون اسمارتیز می ریخت بیرون.

منم که لپام گلی بود. تو چشمامم ستاره برق می زد. بعد یه دفه همه شروع کردن با گل ها و درخت ها دسته جمعی آواز خوندن. گربه هه سر دیوار عربی می رقصید!

قصابه با لاشه ی بدون سر گوسفندها تانگو می رفت. میوه فروشه هم کاهو پیچ هاش رو مثه آکروباتا چندتا چندتا تو هوا مینداخت و می چرخوند.  موش های توی جوب رو هم که نگو. دور ما حلقه زده بودن و ساسی مانکن می خوندن.

خلاصه بساطی بود. در همین لحظه من با یه لبخند ملیح به سمت مامان مرغه برگشتم و گفتم: این چی بود؟ مامان مرغه هم رو کرد به دوربین و گفت: تافی شیری دراژه ه ه ه ه ! بعد صدای کلفت یه آقاهه با یه خنده ی کریه گفت: با تافی، همیشه دافی! ها ها ها! و بعد همه چیز برگشت به حالت عادی خودش.



منم شوکه ازین ماجرا فقط تونستم گیج و منگ اینور و اونورو نگاه کنم

راسش من نمی دونم شماها هم تافی گاوی ها رو یادتونه یا نه. یه تافی های شیری ای بودن و منو داداش جوجولی چون عکس گاو داشت بهش می گفتیم تافی گاوی و من از بچگیم به اینور دیگه ندیدمشون. حالا فکر کنین بعد از اینهمه سال این دراژه ناقلا تافی شیری زده دقیقا با همون طعم. یعنی من چنان برگشتم به بچگیم که داغون شدم! اصلا از تو له له ام!ینی داغونااا!خراب! (خودتون که شاهدین! تو پاراگراف بالا توضیح دادم کامل براتون!)

 

 

 

من اصن می گم حتی اگر تو بچگیتون هم تافی گاوی نخوردین مهم نیست. بیاین برین این تافی دراژه رو بخرین. عالیه آقا ، عالی!! یه جوری که ما یه جعبه اش رو خریدیم!!و الانم تند تند دارم یکیشونو توی دهنم اینور اونور میکنم تا طعمش بیشتر بپیچه توی دهنم...

 

اهه...چرا نشستین خوب؟

برین یدونه شو بخرین بخورین دیگه؟؟؟؟

موضوع :

درباره وبلاگ

تـــنبل تـــــــرین دخــــــتر دنیــــا

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
آمار
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 82 نفر
بازديدهاي ديروز : 12 نفر
بازدید هفته قبل : 182 نفر
كل بازديدها : 48397 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com

0.042219161987305