گفتگوی من و نازی زیر چتر
تنبـــــــــــــل
دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 28 آبان 1391 توسط تنبل |

گفتگوي من و نازي زير چتر



ادامه مطلب :

نازی:بیا زیر چتر من که بارون خیست نکنه!
میگم که خیلی قشنگه که بشر تونسته آتیش و کشف بکنه
و قشنگ تر این که
یاد گرفته گوجه رُ تو ماهی تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره!
راسی راسی اگه گوجه یه روزی تو هیچ کجا پیدا نشه،
اون وقت بشر چی کار کنه؟
من:هیچی!نازی!
دانشمندا تِز می دن تا تابه ها رو بخوریم!
چشم ِ سک هم که بیاد،
موی گربه سیخ بشه،
لادن ُ نسترنُ گاو بچره!
معناشون این میشه :
علم ثابت کرده آهن پروتیین داره و پر ِ ویتامینه!
برای پاپای اعظم نامه از دربار میاد،
اون وقتش تو نیمه شب وقتی پاپِ با زنش دعواش بشه
آیه نازل می شه ...
صبح زودش تو کلیسا-که بوی بلوط میده-
بعد از صرفِ ناقوس
می رسونن به حیوون نبات
که کُلُوا من فلزات:
سوزن خساطی،
میله ی سوپاپِ موتور،
قفل زنجیر ُکلید،
لوله ی تانک ُ تفنگ،
پنجره ،در ،نرده
پوکه ی بمب فشنگ!
قطب نما،
آفتابه،
فندک ِ انگشتری،
نعل ِ اسب ُ منقل،
زنگوله،
دوربین عکاسی....
وقتی آهنا همه تموم بشه،
اون وقتش بشر
لباسا رو میکنه و با هلهله از روی آتیش میپره!
نازی: تو جیبت دس مال ِ کاغذی داری؟!
من:می خوای چه کار؟!
نازی: می خوام اشکام زیر سایه ی زیر چشام ُ نشوره!
دوربین لوبیتل مهریه مُ اگه با هم بخوریم،
هلهله های من و تو چجوری ثبت می شه؟!
من:عشق من!
آب ها لنز مورب دارن!
آدم و وارونه ثبتش میکنن!
عکسمون تو آب برکه تا قیامت می مونه!
نازی: رنگی ،یا سیاه سفید؟
من: من سیاهُ تو سفید!
نازی:آتیش چی؟
تو آبا ،خاموش نمی شن آتیشا؟!
من: نمیدونم والله!چتره را بدش به من!
نازی: او کسی که چتر ُ ساخت عاشق بود؟!
من: نه!-عزیز دل من!آدم بود!
نازی: واه...!اون یکی دستت کو؟!
من: رفته تا حلقه بشه به گردنت!

موضوع :

درباره وبلاگ

تـــنبل تـــــــرین دخــــــتر دنیــــا

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
آمار
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 65 نفر
بازديدهاي ديروز : 6 نفر
بازدید هفته قبل : 65 نفر
كل بازديدها : 47067 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com