تنبـــــــــــــل

دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود

حسین پناهی

1391/8/27 16:47
نویسنده : تنبل
158 بازدید
اشتراک گذاری

نیم ساعت پیش،

خدا را دیدم

که قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش

سرفه کنان

در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت

و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،

آواز که خواند تازه فهمیدم

پدرم را با او اشتباهی گرفته ام.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) ارسال نظر