اشکال کارم این بود!
تنبـــــــــــــل
دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 مرداد 1392 توسط تنبل |

که تو برام واسطه ای

که تو رو میخوام واسه هدفم...از اولم واسطه بودی نه هدف...

چقدر احمقم که نمیفهمم میشه تو رو گذاشت هدف و بدون واسطه به تو رسید

که نمیفهمم اگر تو هدف باشی اون چیزایی که میخوامشون رسیدن بهش بدون دغدغه ست...

همیشه بت گفتم:

مشکلمو حل کن

تورو وسیله دیدم انگار...لعنت به من که انقدر کورم

حتا یه روزایی_اون روزایی که انقدر پاک و خوب بودم تا به خودم جرات فکر کردن به بهشت رو میدادم_بهشت رو هدف میدیدم و تورو وسیله که بتونم به بهشت برسم.

چقدر دلم برات تنگ شده بود.

چند وقت بود برای خودِ خودت باهات حرف نزده بودم

اما دیشب...دیشب یه دله سیر باهات حرف زدم....یه دله سیر؟...نه!!!! یه دله سیرِ سیرِ سیر باهات حرف زدم

شب قدر بهونه...دلم خودتو میخواست

تو هیچوقت منو اینطوری دیده بودی؟...هوم؟... دیده بودی؟

موضوع :

درباره وبلاگ

تـــنبل تـــــــرین دخــــــتر دنیــــا

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
آمار
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 55 نفر
بازديدهاي ديروز : 12 نفر
بازدید هفته قبل : 155 نفر
كل بازديدها : 48370 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com

0.049787044525146