تنبـــــــــــــل

دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود

سنگ اندیشه

1391/9/13 2:52
نویسنده : تنبل
393 بازدید
اشتراک گذاری

بخونین ببینین حسین پناهی عزیزم چی گفته....

سنگ اندیشه به افلاک نزن دیوانه

چون که انسانی و از تیره ی سر طاسانی

زهره گوید که شعور همه آفاقی تو

مور داند که تو بر حافظه اش پنهانی

در ره عشق دهی هم سر و هم سامان را!

چون به معشوق رسی بی سر و بی سامانی

راز در دیده نهان داری باز از پی راز

کشتی دیده به توفان خطر می رانی

مست از هندسه ی روشن خویشی !مستی!

پشت در آینه،در آینه سرگردانی

بس کن ای دل ! که در این بزم خرابات شعور

هر کس از شعر تو دارد به بغل دیوانی!

لب به اسرار فرو بند  و میندیش به راز

ورنه از قافله ی مور و ملخ درمانی...

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) ارسال نظر
مامان نیاز
10 شهریور 91 13:19
salam omram webet mobarak