ابو حسنا سینا...
تنبـــــــــــــل
دنیا تا بوده همین بوده،یکی بود یکی نبود
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 بهمن 1391 توسط تنبل |

امون از دست این کنجکاوی زیاد و این حرفا

راستش یکی از خصوصیات اخلاقی من اینه که وقتی روی یه چیزی حساس می شم تا ته توی اون قضیه رو در نیارم بیخیال نمیشم

مثلا یادمه دورانه دبیرستان سر درس شیمی معلممون جیوه آورد سر کلاس کلی اصرار کرد به بچه ها که اصلا باهاش تماسه مستقیم نداشته باشید چون احتمال سرطان پوست و این چیزارو داره

منم اصلاااااااااااا کنجکاویم گل نکردلبخند اصلا دلم میخواست این جمله ی مهم رو آویزه ی گوشم کنم بعدشم بدم با طلا روی یه لوح طلایی بنویسنش بعدم بزنمش جلوی در اتاقم تا همه بخوننش و اطلاع رسانیه جمعی کنم

 


ادامه مطلب :

خلاصه بین خودمون بمونه که تا آخره کلاس یه گوله از جیوه هرو پیچوندمو بعدش روی دستم قل قلیش کردم کف زمین به هزار قطره ی دیگه تبدیلش کردمو اتفاقی زیر دستبند طلای دوستمم فرستادمش!که 1 ساعت فقط 1 ساعت بعدش دستبندش پاره شد!!!!به خاطره همین موضوع منو دفتر مدرسه خواستن....خلاصه همه ی اینارو گفتم که بگم الان 6 سال از اون روز گذشته و دستم هیچ مریضیه پوستی ای نگرفته! همین اطلاعات نادرستی که معلمم از جیوه بهم داد!!!!!!!!!!!!!!!!باعث شد دیگه به اینجور اطلاعات پزشکی زیاد اعتماد نکنملبخند

و در راستای همین باورم چند روز پیش داشتم با کامی(کامپیوتر)بازی میکردم که حس کردم سردرد بدی دارم

از توی کیفم یه بسته ژلوفن برداشتم تا نوش کنم که دیدم یکی از قرصها روکشش باز شده و عملا بلا استفاده شده

توی همچین شرایطی اگر یه آدم عادی بود امکان داشت در قرص رو می بستو اونو دوباره مینداخت توی کیفش... یا اینکه اون قرص خرابرو مینداخت دور اما ابو حسنا سینا یه فکره بکر زد به سرش

خووووووووووووووب دلم میخواست ببینم توش چیه!

اولش هی با دستم ورزش دادم دیدم خیلی سفته اصلا نه میشکنه نه مثله اون کپسولا یه دفه میپاشه توی هوالبخند(امون از تجربه)

خلاصه این شد که کلا بازی رو بیخی(بیخیال) شدم رفتم توی آشپزخونه یه چاقو برداشتم افتادم به جونش دیدم به جز اون لایه ی سفت روش یه مایع لزج توش هس که خیلی بد بوهه خیلی هم سخت پاک میشه ازش بدم اومد با مایع ظرفشویی کلی دستمو سابیدم تا پاک شد بعدم کنجکاویم ارضا شد رفتم پی بازیم ولی 1 ساعت بعدش دیدم دستم داره میسوزه گوشه ی لبمم میسوخت حالا نمیدونم کی دستمو زده بودم به لبم اصلا نمیدونم این سوزش در راستای همون غسل دادنه قرصم بود یا نه...

ولی میخواستم از همین جا به مسئولین بگم لطفا روی پاکت این قرصای ژلوفن بنویسید اصلا کنجکاوی نشود!!!!!

پ.ن :اگر سر درد گرفتید با چشمای بسته سراغ قرص برید تا کنجکاویتون گل نکنه

پ.ن :وقتی کنجکاویتون گل کرد دیگه بیخیاله قرص خوردن شید چون منم وقتی رفتم پی کنجکاویم سردردم خوب شد

 

موضوع :

درباره وبلاگ

تـــنبل تـــــــرین دخــــــتر دنیــــا

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
آمار
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 49 نفر
بازديدهاي ديروز : 12 نفر
بازدید هفته قبل : 149 نفر
كل بازديدها : 48364 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com

0.047866821289062